خرید بک لینک
اولین باری که تو زندگیم چیزی رو جا گذاشتم هنوز یادمه.آخرای زمستون بود ولی هوا می گفت بهار شده. یه شال گردن مشکی داشتم که مادر بزرگم واسم بافته بود. اون روز وقتی رسیدم سر کلاس مثل همیشه گذاشتمش تو جا م

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 23:25


صدایم بزن که شاید زمستان من سرآید مرا زنده کن به تابیدنی که تنها ز رویت برآید


صدایم بزن که بی تو فرو خفته در سکوتم به بال و پری نجاتم بده که من رو به رو با سقوطم

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 23:25

پنجشنبه مورخ ۳۱ مرداد ۹۸

یه روز به یادماندنی برای منو خانم ف.

روزی که شاید دیگه هیچوقت توی تاریخ زندگیمون اتفاق نیفته.

ممنون

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 23:25

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خوشتر آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

برچسب: نویسنده: پویا صفری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 23:25

صفحه بندی